
ابرها فکر تو بودند که باران آمد...:)
چی بگم از قشنگیش از صدای نآبش ...هم اشکام میریزه و هم لبخند میزنم و
هم قربون صدقه خدا جان میرم...
مهربان و زیباترین خدایی 
مثل همیشه بغلت کردم و آروم شُدم:)
برچسب:
نویسنده: هستی صادقی
تاريخ: دوشنبه
14 اسفند
1396 ساعت: 21:22